Sunday, February 14, 2016



Lövenzahn



ندا قبله شد تاج عالم از این
گهی آتش و گه‌ بهشت برین

قماری که دوارش از میز بخت
کشیدش به عرش فلک گه‌ به ازمون سخت
.....
.....
.....
.....
به دیدارم آمد یکی‌ چند بارش به سیر
بگفتا که وی عاشق است و دلش پر ز مهر
سپس راهی روس و اوکراین شد
از آنجا به عشقم وفادار شد
بگفت او از آنجا همی‌ شرح جنگ
ز خون و ز بدبختی و از فشنگ
از آنجا برایم مرتب نبشت
که اینجا همه دیو هستند و زشت
بیا تو مرا تا به ایران ببر
به آن‌ وادی نیک خویان ببر
به او گفتمش این ز عمق درون
که آتش ز مهرش مرا در گرفته کنون
چو من تا به آلمان شوم راهیت
تو فکرت بکن تا کنم فاش آن‌ ماهیت
از آن پس گرفتم ز سر تا به شوخی‌ روان
که خنده بود رکن عشق، بهتر از هر زبان
چنین خود به من گفتش از روز قبل
که او را بدیدم به سنتور و ضرب و به طبل
در آنجا به غیر از ر‌ه دزدها در کهکشان
بیابی تو شیری و خمار و پیر و جوان
گهی این گنه نابکاران بی‌ محتوا
کنند سیرت خود به مهرت روا
تو از چنگ دیوان رهایی نخواهی که یافت
چنین است میان خاوران را همی‌ پود و بافت
خلاصه که ایشان شدش منصرف
منم شادو خندان خودم رفتم ایران شدم منحرف
در آنجا به عیش و به نوشان زدم سر به مادر بزرگ
بسی‌ سر به خاله، به دایی، به عمو و عمه، پدری سترگ
همه با ادب کس دخالت نکردش به این کار من
که خوب اصفهانی‌ بداند سیاست به هر فوت و فنّ
در آنجا که بودم ز اسرار عشقم نبشتم در آن‌ فیس بوک به شیرین قلم
یکی‌ چند اقلیم به منجمله آلمان و روس و فرانسه، و کشور به دیگرعلم
به گرد آمدند و بکردند توافق به حد مهم
که خود کرده بودم اساسش بنا از اهم و اهم
در آن چند ماهی‌ که آنجا بدم من به گشت
ز عشقم خبردار بودم مرتب به شیش و به هشت
چنانکه بگشتم بر از کشورم، زان جواهر نشان
از آن‌ خاک شیران از آن دیر پیران از آن‌ پرتوان
به عشقم نبشتم که از یادش هرگز نبودم بران
و او هم نبشت کز‌ سرش نیست راهی‌ بجز من نهان
چنین شد که دستان چنین و چنون شد در عمق زمان
بشد جاودانه چنین خوی نیکم ز آهنگ پیکم به دور جهان

ندا انصاری -- شنبه، ۱۶ ژانویه ۲۰۱۶ میلادی روزی که تحریمات اقتصادی بر علیه ایران برداشته شد
لازم به تذکر است قسمت عمدهٔ این متن در روز ۱۲ ژانویه ۲۰۱۶ از طریق رسانه‌ی گ‌میل به اشتراک دست اندر کاران گذاشته شد.

No comments:

Post a Comment